گرانترین فیلم مستند تاریخی ترکیه
خدا ما مردمان جهان سوم را حفظ کناد.
مابعد التحریر: راستی این مبلغ برابر است با ۲ میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان (حدودا) آن هم برای یک فیلم مستند. گرانترین فیلم داستانی ما چه قدر هزینه داشته؟
خدا ما مردمان جهان سوم را حفظ کناد.
مابعد التحریر: راستی این مبلغ برابر است با ۲ میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان (حدودا) آن هم برای یک فیلم مستند. گرانترین فیلم داستانی ما چه قدر هزینه داشته؟
سخن از اظهارنظرهای آقای سلحشور موجب انبساط است. بالاخره ما در این فضا زندگی میکنیم. واقعا چرا نباید از آن لذت برد؟ مطلب جالبی دیدهام که شما هم بخوانید.
این یک سوال است:
یکمیلیارد مسلمان و اندی به قرآنسوزی رخ داده در امریکا اعتراض کرده و ناراحت شدند. قرآن برای ما مسلمانان یک کتاب مقدس است و سوزاندن هرچیزی که برای گروهی مقدس است، اهانت به آن گروه است. بنابراین حتی غیرمسلمانانِ منصف هم آن عمل را محکوم کردند.
ولی آیا ما پرچمِ ملی این کشورها را نسوزاندهایم؟ به خاطر داشته باشید که انگیزهی قرآنسوزان ماجرای یازدهسپتامبر و یادبودِ یک فاجعهی ملی است. پرچم امریکا آیا برای امریکاییها محترم نیست؟ اگر سوزاندهایم و گفتهایم: هیچ مهم نیست! این پرچم برای خودشان محترم است. این پرچم یک امپریالیست است. میشود احتمال داد که آنها هم قرآن کریم را سوزاندهاند و جملات مشابهی به زبان آوردهاند: هیچ مهم نیست. این کتاب برای خودشان محترم است. این کتاب موجب ... الخ.
یادمان باشد ما اگر تورات یا انجیل را در ازای آن عمل نمیسوزانیم چندان به خاطر آنها نیست. به خاطر این است که ما هم به پیامبرانی که نامشان در کتاب مقدس آمده باور داریم.
حالا در هنر هم وضع به همین منوال است. ساکنین شمالِ جهان علیه ایران یا اسلام یا جهان سوم یا هر چیز دیگری که خوششان نیاید فیلمی میسازند که طبیعتا از نظرگاهِ خودشان است. ما جنوبیها هم فیلمی میسازیم که از نظرگاه خودمان است.
از یک طرف عقلانی است؛ کدام ابلهی پول خرج میکند تا نظرگاه دیگران را تبلیغ کند؟
از یک طرف موجب شقاق است؛ آیا عمل آنها اخلاقی است؟ اگر نیست، عمل ما چطور؟
گفتم که، این فقط یک سوال است.

کویتیها سریالی دربارهی زندگانی امامان دوم و سوم شیعیان ساختهاند که در آن چهرهی این دو امام را نیز به تصویر کشیدهاند. این سریال با موجی از مخالفتهای شیعیان و سنیان روبرو شده. بهانهی نوشتنِ این یادداشت مطلبی بود که جایی در نقد الاسباط خواندم. دوست عزیزی تحت عنوان معیارهای دوگانه و تبعیض در نقد نوشته بود:
برخی از بزرگان کشورهای عربی از سریالهای ایرانی مانند یوسف پیامبر انتقاد میکنند که تصاویر پیامبران الهی و فرشتگان در آن کشیده شده است ولی وقتی آنان تصویر امامان ما را به تصویر میکشند، انتقادی از آنان نمیشود.
دو نکته به ذهنم رسید:
الف) خیلی ها از جمله الازهر انتقاد کردهاند.
ب) یادمان باشد که پیامبران، هم برای شیعیان و هم برای سنیان پیامبرند. اما امامان دوم و سوم برای شیعیان امام به شمار میروند و برای سنیها صرفا دو نوهی مومن پیامبر هستند و نه امام معصوم. بنابراین نوع استدلال بالا درست نیست.
حالا سوال بزرگتری که به ذهنم میرسد این است که آیا راه حلی برای فیلمسازان هست؟
ساخت یک فیلم، موجب اعتراض گروهی دیگر میشود. ساخت فیلم دیگری ازآن گروه موجب اعتراض یک گروه دیگر و این داستان ادامه دارد. حتی اقشار و اصناف و قومیتها هم طومارنامهها امضا میکنند و اعتراضها و هشدارها حوالهی سازندگان این مجموعهها میکنند (که اصلا مهمنیست چه قدر مجموعههای ضعیفی هستند، بلکه مهم این است آیا میتوانند و حق دارند گروهی را به تصویر بکشند یا نه؟ گروهی که تشخص و صفات خاصی دارند. دکترند، وکیلاند، اصفهانیاند، صحابه هستند، پیغمبرند...الخ)
وقتی لهجه و قومیت و شغل تا این حد حساسیت برانگیز است مسائل مذهبی در رسانهها که مدتی است (دستکم از تاریخ صدور فتوای امام خمینی دربارهی سلمان رشدی) بسیار جدی و مخاطرهبرانگیز هستند.
حالا باید چه کرد؟ اگر شیعیان تصویرنگاری پیغمبران و فرشتگان را مجاز میدانند ولی تصویرنگاری امامان را نه، و اگر سنیان به عکس فکر میکنند، چه باید کرد؟ به نظرم بهترین راه این است که هیچ کدام از دو طرف نباید فیلم بسازند.
اما دعوا فقط بر سر تصویر کردن چهرهی دو امام نیست. بلکه مضمون آن سریال، آن طور که گفتهاند پیراستنِ معاویه و مبرا دانستن او از برخی بزههای تاریخی است که شیعیان دربارهی او معتقدند. ولی این دعوا هم باز داخل چارچوب همان دعوای قبلی قاب گرفته میشود:
شیعیان گزینهی الف را قبول دارند و گزینهی ب را نه. سنیان گزینهی الف را قبول ندارند و گزینهی ب را قبول دارند. ما باید به همدیگر احترام بگذاریم. فیلمساختن بر علیه اعتقادات یکدیگر عدم احترام به یکدیگر است. بنابراین جواب این معادله میشود: ما نباید در بارهی گزینهی الف و ب اصلا فیلم بسازیم.