قلاده های خالی طلا
القصه فیلم آقای طالبی قصد دارد تئوری سیاسی مشهوری را مشروح کند: کودتای مخملی و نقش اجانب در جنگ نرم و ایجاد ماجراهای سال ۸۸. این حرف تازه ای نیست اما هر حرفی قابلیت تبدیل شدن به فیلم را دارد. مهم این است که کسی که قرار است آن حرف را به فیلم تبدیل کند لوازمش را هم بشناسد.
دوست عزیزی قلاده ها را دیده بود و با هیجان به من گفت که فیلمی در حد جی اف کی الیور استون دیده است. من هم با هیجان به سینما رفتم اما در نهایت فیلمی که دیدم صرفا یک اثر تلویزیونی و ساده بود.
ایرادات دراماتیک فیلم مهم ترین ایرادهایی هستند که به چشم می آیند و زحمات گروه سازنده را به هم می ریزند. بدیهی ترین آنها:
۱. چه طور یک گروه ام آی ۶ یا هر گروه جاسوسی دیگر از همچو تیم احمقانه ای تشکیل شده است؟ کلاه قرمزی و پسرخاله همراه با بع بعی انگلیسی دان و الاغ عصبانی و دخترک ملوس و پسرخاله زا و فامیل دور به تنهایی تیم باکفایت تری به نظر می رسیدند (و تازه آن هم بدون آقای مجری).
یک تیم جاسوسی حد اقلش این است که هماهنگ و یکدست هستند خونسرد هستند فقط به ماموریتشان فکر میکنند و در کارشان بهترین هستند. اصول اصلی روانشناسی عملیات و اجرا را می شناسند و به آن عمل می کنند و صرفا تحت تدابیر و ضوابط شدید سازمانی فعالیت میکنند.
اما گروه جاسوسی فیلم قلاده ها که مثلا قرار بود در کشوری مثل ایران با یک وزارت اطلاعات و اداره ی ضدجاسوسی قوی عملیات کودتای نرم انجام دهد از یک پیرمرد فسیل عصر شاهنشاهی (نه چندان بی شباهت به هخا و امثالهم) و چند خاله زنک مجاهدین و غیرمجاهدین (که فقط کم مانده بود به همدیگر بگویند منافقین) و یک ترانسکشوال (به قول خودش گی) و یک ابوهیکل با لکنت زبان و همگی تحت فرماندهی یک جوان کم سن و سال و عصبی و بددهان قرار بود حکومت جمهوری اسلامی را ساقط کنند. تئوری فیلم از همینجا ضربه میخورد و مرغ پخته را میخنداند. آدم لااقل توقع دارد گروه فیلمنامه نویسانی در کار باشد که بنشینند و حداقل حداقل جیمزباند را ببینند که یک جاسوس معمولی سرگرمی ساز لااقل چه صفاتی دارد. خداوکیلی شما مخاطبین محترم کودتای پشمکی هم می دادید دست همچو گروهی انجام بشود؟ آن به کنار حاضر بودید همچو گروهی یک روز بچه ی شما را ببرند اردو و برگردانند؟ مسلما نه چون یا بچه ندارید یا اگر دارید دوست دارید سالم برگردد. جنم بچه گرداندن هم بیش از آن چیزی است که فیلمساز در این گروه ورشکسته نشان میدهد.
۲. آن ها به کنار لااقل یکی نیست بگوید چرا مامورین اطلاعاتی ایران این قدر توی فیلم خنگ بودند؟ بین آن همه امکانات تکنولوژیک و چه و چه فقط یک امین حیایی پیدا شده بود که شک کند. امین خان بدون هماهنگی وارد اتاق معاونت اطلاعات می شد و باسن مبارک را روی میز معاونت اطلاعات میگذاشت و او را تهدید میکرد. والا یک معلم هم توی دفتر مدیر مدرسه به خود جرئت نمیدهد همچو کاری کند. اداره ی اطلاعات که جای خود دارد. آن همه امکانات و تجهیزات هم اساسا معلوم نبود برای چی علم شده اند؟ کارشان چی است؟ اصلا در تمام فیلم یک کنش وزارت اطلاعات که در جهت جلوگیری از کودتای مخملی بوده باشد چه بود؟ جز دویدن های امین حیایی هیچ کدام از آن سازمان عریض و طویل به دردی خورد؟
۳. این همه را هم به کنار میگذاریم اساسا حمید رضا پگاه سر چه مسئله ای بود که خیانت کرد؟ او چرا مامور اجانب شده بود؟ چه انگیزه ای در او وجود داشت؟ آبش نبود؟ نانش نبود؟ خانواده ی خرابی داشت؟ سابقه ی بدی داشت؟ مثل آن مامور انتظامی پسرش توی لندن درس میخواند؟ (انگار هر کی پسرش توی لندن درس بخواند الا و بلا کاری جز جاسوسی نباید داشته باشد وگرنه به لندن راهش نمیدهند!) محض رضای خدا اگر کسی متوجه انگیزه ی حمیدرضا پگاه شد کامنت بگذارد و این حقیر را هم مطلع کند. گذشته از این همه آیا فیلمساز نباید هیچ اشاره ای بکند و نشانه های مختلفی توی فیلم جاسازی کند تا به تدریج هویت پگاه لو برود و نه ناگهانی؟ آیا فیلمساز میتواند به سبک بی ارزش ترین فیلمها با پرت کردن حواس مخاطب به وسیله ی اطلاعات اشتباهی که خودش به مخاطب میدهد ناگهان به او رودست بزند؟ اسم این را هم تازه بگذارد فیلم جاسوسی؟
۴. پسر جنبش سبزی خانواده چی شد که یک دفعه از موضع تند و تیز موسوی چی بودن برگشت؟ او که سر همچو مسئله ای اینقدر وحشی میشود که خواهرش را کتک میزند چی میشود که ناگهان آخر فیلم روبروی سفارت انگلیس شعار میدهد؟
۵. اصلا این دختر احمدی نژادی و آن پسر موسوی چی برای چی بودند؟ این فیلم جاسوسی بود یا خانوادگی؟ قرار بود مثلا چه چیزی را نشان بدهند؟ چه نقش دراماتیکی در پیش برد قصه داشتند؟
۶. سفیر انگلیس چه کاره بود؟ چرا هیچ ساز و کاری از نحوه ی ارتباط سفیر با جاسوسان معلوم نشد؟
۷. اصلا این چه کودتای مخملی یی بود؟ جاسوسان محترم کاری جز شعاردادن در پیش مردم و اعمال خشونت های بی تربیتی نداشتند. اسم این را میشود گذاشت مخمل؟ یعنی جنگ نرم شامل شعار دادن و شکستن گردن مردم در پیش چشم مردم دیگر است بی آن که آن همه جماعت متوجه بشوند؟ یا شامل کارته بازی و حرکات رزمی با امین حیایی؟ اصلا جنگ نرم و کودتای مخملی چی بود؟ توی فیلم انصافا چیزی از این قضیه دیدید؟
این لیست را می شود تا شماره های بسیاری ادامه داد. مسئله این است که قلاده های طلا بر خلاف ادعایش اصلا فیلم سیاسی نیست. فیلم سیاسی واجد یک تئوری است که به کمک شواهدی آن تئوری را اثبات میکند. برای ایجاد این شواهد هر فیلم سیاسی به کنش دراماتیک نیاز دارد و کنش دراماتیک نیازمند انگیزه است و انگیزه بدون شخصیت پردازی به وجود نمی آید. همه ی اینها در این اثر یکسره غایب است. در جی اف کی یک تئوری (که صحت یا سقم آن معلوم نیست) مطرح میشود و سعی میشود برای آن شواهدی ارائه شود. این شواهد به کمک حضور شخصیت هایی پدید می آید که با کنش های دراماتیکشان بر مبنای انگیزه هایی که مطابق با شخصیت پردازی شان خلق شده تئوری فیلم را پشتیبانی میکنند. تئوری فیلم قلاده ها هم (فارغ از صحت یا سقم آن) باید از ساز و کاری دراماتیک خلق میشد.
قلاده های طلا صرفا و حداکثر یک تریلر جاسوسی است و آن هم یک تریلر ضعیف جاسوسی. فیلمی که سعی میکند هیجان خلق کند ولی نه فیلمنامه ی سفت و محکمی دارد که بشود روابط شخصیتها و کشف معماهایش را فهمید و نه کارگردانی درستی دارد که بتواند درک صحیحی از جغرافیا و کنش های پرتنش به دست دهد و نه تدوین درستی دارد که بتواند ضرباهنگ فیلم را حفظ کند.
مسئله ی اصلی این است که فیلمساز پیش خودش خیال کرده با نشان دادن چهار تا خبر و فیلم و تصویر میتواند مخاطب را راضی کند. حق هم دارد. مخاطب یاد گرفته به جای قصه ی فیلم علامت و نشانی و معنی کشف کند. در حالی که فیلم بیش و پیش از هر چیز توانایی روایتگری و قصه گویی است به مخاطب ایرانی نشانه شناسی یاد داده اند. مخاطب ایرانی از دیدن تصویر همسر هاشمی رفسنجانی و حرفهایش در باره ی این که اگر ما پیروز نشدیم حتما تقلب شده و بریزید توی خیابان تصور میکند که وای من یک قسمت مهم از معنای فیلم را کشف کردم! مخاطب فکر میکند که با تماشای مناظره ی موسوی و احمدی نژاد یا با بحث خانوادگی (آبگوشت میخوردند؟) درباره ی این که روستایی ها طرفدار احمدی نژاد هستند و تهرانی ها طرفدار موسوی نکات فیلم را گرفته است. مخاطب فکر میکند فیلم چیستان یا صفحه ی پازل است. اما فیلم هیچکدام از اینها نیست. فیلم یک قصه است که تازه اگر خوب روایت شود میشود به معانی و دلالتهای پنهانش هم اشاره کرد و در غیر این صورت هیچ ارزشی ندارد. با گرانی قیمت طلا میشود حدس زد قلاده های طلا از چه جور طلایی استفاده کرده است.